مکتب تاریخی آلمان
مکتب تاریخی آلمان میگوید اقتصاد مثل فیزیک نیست که قوانینش در همه جای جهان یکسان باشد. پیروان این نگاه معتقدند بهجای دنبال کردنِ چشمبسته سیاستهای بازار آزاد که در کشورهای پیشرفته جواب داده، هر کشور باید با توجه به موقعیت تاریخی و نیازهای بومی خودش برنامهریزی کند. در این دیدگاه، دولت نباید فقط تماشاگر باشد، بلکه باید مثل یک مربی، صنایع نوپا را زیر بال و پر بگیرد تا قدرت رقابت پیدا کنند.
در زندگی روزمره ما ایرانیها، این تفکر را در سیاستهایی مثل ممنوعیت واردات لوازم خانگی یا تعرفههای سنگین روی خودروهای خارجی میبینیم. منطقِ پشت این کار که به «حمایت از صنعت نوزاد» معروف است، مستقیماً از دل این مکتب بیرون آمده؛ یعنی دولت برای حفظ اشتغال و تقویت تولید ملی، رقابت را محدود میکند. اگرچه این کار با هدف قوی شدن اقتصاد انجام میشود، اما برای مصرفکننده ایرانی اغلب به معنای انتخابهای محدودتر و قیمتهای بالاتر است، چون رقابت جهانی فدای رشدِ گلخانهای صنایع داخلی میشود.
چرا الان مهم است
تازهبحثهای اخیر درباره ناتوانی اقتصاددانان و فیلسوفان در فهم زبان یکدیگر، دوباره نگاهها را به «مکتب تاریخی آلمان» جلب کرده است. در فضای ایران که همیشه جدال میان «نسخههای جهانی» و «اقتضائات بومی» داغ است، این مکتب یادآوری میکند که بدون درک تاریخ و فرهنگ، نمیتوان برای معیشت مردم و گرههای کوری مثل تورم مزمن، راهکاری واقعبینانه و فراتر از فرمولهای انتزاعی پیدا کرد.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا اقتصاددانان و فیلسوفان به زبان هم سخن نمیگویند؟
تقابل تاریخی اقتصاددانان و فیلسوفان بر سر روششناسی، ریشه در نگاه متفاوت به اراده انسانی و ریاضیسازی علم اقتصاد دارد.
۱۱ شهریور ۱۴۰۵