استقلال بانک مرکزی
استقلال بانک مرکزی یعنی جداییِ کیف پول دولت از چاپخانه پول. در حالت ایدهآل، بانک مرکزی باید مثل یک داور بیطرف عمل کند که وظیفهاش فقط حفظ ارزش ریال و کنترل تورم است، نه اینکه هر زمان دولت با کمبود بودجه مواجه شد، با چاپ اسکناس یا فشار به بانکها برای وامدهی، این چاله را پر کند. وقتی این استقلال وجود ندارد، بانک مرکزی عملاً به صندوقدار دولت تبدیل میشود که اولویتش نه اقتصاد، بلکه تأمین مخارج روزمره سیاستمداران است.
این موضوع مستقیماً با دارایی مردم در ارتباط است. در اقتصاد ایران، هر بار که دولت برای هزینههای جاری یا طرحهای مختلف تحت فشار قرار گرفته و بانک مرکزی را مجبور به تزریق نقدینگی کرده، نتیجهاش را در گرانی دلار و کالاها دیدهایم. اگر بانک مرکزی مستقل باشد، میتواند در برابر خواستههای سیاسی و کوتاهمدت دولتها ایستادگی کند تا با جلوگیری از رشد بیرویه نقدینگی، ارزش پسانداز و قدرت خرید دستمزد شما در بلندمدت حفظ شود.
چرا الان مهم است
تازهدر روزهایی که تورم سفرهها را کوچک کرده، بحث بر سر این است که آیا بانک مرکزی قدرت «نه گفتن» به خواستههای پولی دولت را دارد یا صرفاً مجری دستورات است. ریشهیابی فشار بر بانکها برای جبران کسری بودجه و چالشهای مدیریت داراییها، بار دیگر ضرورت جداییِ سیاستِ پول از سیاستِ قدرت را برای مهار گرانی به صدر اخبار آورده است.
آخرین اخبار با این مفهوم

ریشهیابی تورم در ایران؛ آیا بانکهای خصوصی متهم واقعی هستند یا قربانی ساختار دستوری؟
تورم ریشه در کسری بودجه دولت و نرخ بهره دستوری دارد، نه ماهیت خصوصی بانکها.
۱۴ تیر ۱۴۰۵
پارادوکس استقلال؛ چرا بانکهای مرکزی مستقل داراییهای پرریسکتری نگه میدارند؟
استقلال بانک مرکزی باعث میشود این نهاد برای حفظ ثبات اقتصادی، آگاهانه ریسکهای مالی بزرگتری را در ترازنامه خود بپذیرد.
۷ تیر ۱۴۰۵