اقتصاد سیاسی کلاسیک
این مفهوم به دورانی برمیگردد که متفکران بزرگ فهمیدند اقتصاد جدا از سیاست و جامعه نیست. حرف اصلی آنها ساده بود: بگذارید مردم آزادانه معامله کنند تا نفع شخصی هر فرد، در نهایت باعث پیشرفت کل جامعه شود. آنها معتقد بودند قیمتها باید بر اساس هزینه واقعی تولید و رقابت در بازار تعیین شوند، نه با دستور و فرمان حاکمان؛ چون بازار خودش بهترین تنظیمکننده است.
در اقتصاد ایران، ما مدام با آثار این نظریه دستوپنج نرم میکنیم. وقتی دولت برای کالایی مثل بنزین یا دلار قیمت ثابت تعیین میکند، در واقع برخلاف اصول اقتصاد کلاسیک عمل کرده است. این مکتب به ما یادآوری میکند که سرکوب قیمتها شاید در کوتاهمدت فشار را کم کند، اما در بلندمدت باعث کاهش تولید، ایجاد رانت و در نهایت ضعیف شدن جیب مردم میشود. در واقع، درک این مفهوم به ما کمک میکند بفهمیم چرا هر بار که دولت سعی کرده با دستور جلوی گرانی را بگیرد، نتیجه معکوس داده و تورم بیشتر شده است.
چرا الان مهم است
تازهاین روزها که بحث «حاکمیت قانون» برای نجات تولید ثروت در ایران داغ شده، در واقع به ریشههای اقتصاد سیاسی کلاسیک بازگشتهایم. در شرایطی که بیثباتی قوانین، امنیت داراییهای مردم را تهدید میکند، یادآوری این اصل قدیمی که «دولت باید داور باشد نه بازیگر»، کلید درکِ چراییِ قفل شدنِ چرخهای اقتصاد و راه خروج از بنبستِ فعلی است.
آخرین اخبار با این مفهوم

حاکمیت قانون؛ تنها مسیر واقعی برای تولید ثروت و تأمین منافع ملی
منافع ملی نه با دستور دولت، بلکه با حاکمیت قانون، تضمین مالکیت خصوصی و آزادی اقتصادی محقق میشود.
۲۱ تیر ۱۴۰۵