زیان مرده
زیان مرده همان پولی است که دود میشود و به هوا میرود. وقتی دولت با نیت خیر یا برای تنظیم بازار، قیمتی را اجباری میکند که با واقعیتِ عرضه و تقاضا نمیخواند، بخشی از معاملات کلاً انجام نمیشود. در این وضعیت، نه خریدار به کالای مورد نیازش میرسد و نه فروشنده انگیزهای برای تولید دارد. این فرصتهای سوخته که هیچکس از آنها نفعی نمیبرد، در اقتصاد زیان مرده نامیده میشود.
در ایران، قیمتگذاری دستوری خودرو یا اقلام اساسی مثال بارز این اتفاق است. وقتی قیمت دستوری بسیار کمتر از واقعیت بازار تعیین میشود، تولیدکننده از تولید باز میماند و مصرفکننده هم با کمبود کالا یا صفهای طولانی مواجه میشود. در این میان، ثروتی که میتوانست صرف بهبود کیفیت یا کاهش قیمت واقعی شود، در چرخهی دلالی و توقف تولید هدر میرود. زیان مرده یعنی شما به عنوان شهروند، هزینه ناکارآمدی سیستمی را میدهید که در آن هیچکس برنده نیست.
چرا الان مهم است
تازهبحث درباره زیان مرده زمانی داغ میشود که سیاستهای مالیاتی، به جای تنظیمگری، باعث خروج سرمایه یا توقف تولید شوند. در روزهای اخیر، تحلیلها بر این متمرکز شده که چطور برخی مالیاتهای غیرکارشناسی در ایران، با وجود ظاهرِ عدالتخواهانه، عملاً باعث از بین رفتنِ بخشی از رفاه جامعه میشوند که نه به جیب دولت میرود و نه به نفع مردم تمام میشود.
آخرین اخبار با این مفهوم

پارادوکس مالیات: چرا رأیدهندگان مالیاتهای ناکارآمد را به نفع خود میدانند؟
رأیدهندگان از مالیاتهای ناکارآمد به عنوان «افسار» برای مهار دولت و جلوگیری از غارتگری و رشد بیرویه آن استفاده میکنند.
۶ تیر ۱۴۰۵