سیاست مالی انبساطی
وقتی دولت تصمیم میگیرد برای خروج از رکود یا ایجاد تحرک در بازار، بیشتر از درآمدش خرج کند یا از سهم مالیات خود بگذرد، سیاست مالی انبساطی اجرا کرده است. در واقع دولت با این کار آگاهانه تزریق پول به بدنه جامعه را افزایش میدهد تا تقاضا برای کالاها و خدمات بیشتر شود و کسبوکارها از بیرونقی نجات پیدا کنند. در ایران، این سیاست معمولاً خودش را در قالب بودجههای سالانهای نشان میدهد که در آن ردیفهای بودجه عمرانی یا پرداختهای حمایتی افزایش چشمگیری مییابد. اگرچه این کار میتواند در کوتاهمدت باعث ایجاد شغل در پروژههای جادهسازی یا ساختمانی شود، اما اگر دولت برای تامین این هزینهها با کسری بودجه مواجه شود و به استقراض روی بیاورد، نتیجهاش در درازمدت تورم و کاهش قدرت خرید همان پولی است که به بازار تزریق شده بود. بنابراین، این سیاست برای شهروند ایرانی مثل لبه چاقو است؛ هم میتواند رونق موقت بیاورد و هم با گران کردن کالاها، اثر افزایش درآمد را از بین ببرد.
چرا الان مهم است
تازهبررسی نیمقرن بدهیهای دولت نشان میدهد که سیاستهای مالی انبساطی و خرجکردنهای فراتر از درآمد، به بخش جداییناپذیر اقتصاد ایران تبدیل شده است. در روزهایی که بحث پایداری این بدهیها داغ شده، درک این سیاست اهمیت مضاعفی پیدا کرده؛ چرا که تداوم این مسیر مستقیماً بر تورم، قدرت خرید و آینده داراییهای ما اثر میگذارد.
آخرین اخبار با این مفهوم

آیا بدهی دولت ایران پایدار است؟ تحلیل نیمقرن سیاستگذاری مالی
بدهی دولت در ایران پایدار است اما موتور رشد اقتصادی نیست؛ تورم ابزار پنهان کاهش بدهی بوده است.
۱۴ مرداد ۱۴۰۵