فقر شهری
فقر شهری فقط به معنای بیکاری نیست؛ در واقع بسیاری از فقرا در شهرهای ایران شاغل هستند اما درآمدشان زیر خط فقر است. این نوع فقر زمانی رخ میدهد که هزینههای ضروری زندگی در شهر، بهویژه مسکن، بخش بزرگی از درآمد را میبلعد و پولی برای تغذیه سالم، آموزش یا درمان باقی نمیگذارد. در ایران، فقر شهری خود را با پدیدههایی مثل حاشیهنشینی، پشتبامخوابی یا سکونت در مناطق بدون امکانات نشان میدهد که مستقیماً کیفیت زندگی و سلامت روان افراد را هدف میگیرد.
وقتی فقر شهری گسترش مییابد، امنیت اقتصادی خانوادهها از بین میرود. برای مثال، یک کارگر یا کارمند در تهران ممکن است بیش از ۷۰ درصد درآمدش را فقط بابت اجارهبها بپردازد. این یعنی او مجبور است از کیفیت سفره و سلامت خود بزند تا فقط سقفی بالای سر داشته باشد. این فشار مالی باعث میشود افراد برای جبران هزینهها به شغلهای دوم و سوم یا دستفروشی روی بیاورند که در بلندمدت باعث فرسودگی نیروی کار و کاهش فرصتهای رشد برای نسل بعدی میشود.
چرا الان مهم است
تازهاین روزها که هزینههای مسکن و خدمات در شهرهای بزرگ ایران از درآمدها پیشی گرفته، «فقر شهری» از یک اصطلاح کتابی به واقعیتی ملموس تبدیل شده است. تمرکز اخبار بر ناتوانی شهرها در تولید رفاه و همچنین «زنانه شدن فقر» نشان میدهد که چطور شکافهای شغلی و تورم، طبقه متوسط را به حاشیه شهرها و زیر خط فقر رانده است.
آخرین اخبار با این مفهوم

«زیستفروکاه»؛ وقتی شهر به جای رفاه، فقر و نابرابری تولید میکند
فقر شهری در ایران با بلعیدن ۴۳٪ درآمد خانوار توسط مسکن، از حاشیه به متن زندگی رسوخ کرده است.
۲۱ تیر ۱۴۰۵
بحران اشتغال زنان در ایران؛ از شکاف عمیق مشارکت تا زنانه شدن فقر
بازار کار ایران با بحران مشارکت پایین و امنیت شغلی شکننده زنان روبروست که منجر به «زنانه شدن فقر» شده است.
۳ تیر ۱۴۰۵