اقتصاد رانتی
در اقتصاد رانتی، دولت صاحبِ ثروتی بادآورده مثل پول نفت است و نیازی نمیبیند برای چرخاندن کشور به مالیاتِ مردم تکیه کند. وقتی دولت پولش را از جیب تولیدکننده نگیرد، خود را به مردم پاسخگو نمیداند و بهجای ایجاد بستر رشد، به توزیعکننده ثروت تبدیل میشود. در این فضا، شرکتها بهجای رقابت برای کیفیت بهتر، انرژی خود را صرفِ نزدیکشدن به حلقههای قدرت میکنند تا از امتیازاتی مثل وامهای ارزان، ارز دولتی یا مجوزهای انحصاری بهرهمند شوند.
این ساختار مستقیماً روی سفره مردم اثر میگذارد؛ چون باعث میشود قیمتها نه بر اساس عرضه و تقاضا، بلکه بر اساس رانت تعیین شوند. برای مثال در ایران، وقتی عدهای خاص به دلار سهمیهای دسترسی دارند اما کالا را با قیمت بازار آزاد به شما میفروشند، ثروت از جیب عموم به کیسه صاحبان رانت میرود. در چنین اقتصادی، «رابطه» جای «مهارت» را میگیرد و تورم ناشی از توزیع ناعادلانه ثروت، قدرت خرید طبقه مولد و حقوقبگیر را روزبهروز کمتر میکند.
چرا الان مهم است
تازهبا تداوم تورم و دخالتهای قیمتی دولت، انگیزه برای فعالیتهای مولد کاهش یافته و «سوداگری» جایگزین آن شده است. در این فضا، نزدیکی به کانونهای توزیعِ منابع ارزان (مثل ارز دولتی یا مجوزهای انحصاری) بیش از مهارت و تخصص اهمیت مییابد؛ پدیدهای که با تعمیقِ شکاف طبقاتی، ثروت را از جیب عموم به سمتِ شبکههای رفاقتی هدایت میکند.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا ایرانیان در تورم به جای معیشت، به سوداگری روی میآورند؟
در اقتصاد تورمی ایران، سوداگری در داراییها نه یک انحراف، بلکه راهبردی عقلانی برای حفظ ارزش ثروت است.
۸ شهریور ۱۴۰۵
سرمایهداری رفاقتی؛ چگونه مداخله دولت بازار آزاد را به مسلخ رانت میبرد؟
سرمایهداری رفاقتی محصول مداخله دولت است؛ راه مبارزه با آن نه قوانین بیشتر، بلکه کاهش قدرت دولت و حذف امتیازات ویژه است.
۱۵ تیر ۱۴۰۵