انتظارات عقلایی
این مفهوم میگوید که ما در اقتصاد مهرههای شطرنجِ بیاختیار نیستیم. وقتی دولت یا بانک مرکزی تصمیمی میگیرد، ما بر اساس تجربههای قبلی و اخبار روز، حرکت بعدی آنها را پیشبینی میکنیم. در واقع، مردم سعی میکنند دستِ سیاستگذار را بخوانند و بر اساس آن عمل کنند. اگر همه انتظار داشته باشند قیمتها در ماههای آینده بالا برود، همین انتظار باعث میشود رفتار خریدشان از امروز تغییر کند و در نتیجه، پیشبینی آنها به یک واقعیت در بازار تبدیل شود. در اقتصاد ایران، انتظارات عقلایی یعنی وقتی خبرِ کسری بودجه یا رشد نقدینگی منتشر میشود، مردم منتظر نمیمانند تا مرکز آمار تورمِ سال بعد را اعلام کند؛ آنها بلافاصله برای حفظ ارزش پول خود به سمت بازار دلار، طلا یا مسکن میروند چون میدانند این سیاستها در نهایت به کاهش قدرت خرید منجر میشود. به همین دلیل، وعدههای گفتاری مسئولان برای ارزانی، اگر با واقعیتهای اقتصادی و کارنامه قبلی آنها همخوانی نداشته باشد، توسط مردم باور نمیشود و تأثیری بر آرامش بازار نخواهد داشت.
چرا الان مهم است
تازهدر روزهایی که شکاف میان آمارهای دولتی و سفره مردم عمیق شده، «انتظارات عقلایی» کلید درک بحران است. ایرانیها با نگاه به کسری بودجه و قیمت دلار، آینده را پیشبینی میکنند. وقتی ادراک جامعه از تورم با واقعیتِ اعلامی همخوانی ندارد، مردم برای حفظ ارزش پولشان به بازار داراییها هجوم میبرند و همین پیشبینی، خودش به واقعیتِ تلخِ بازار تبدیل میشود.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا شکاف میان واقعیت اقتصادی و ادراک اجتماعی، بحرانساز است؟
ادراک افراطی از بحران، خود به عاملی برای تشدید مشکلات اقتصادی و کاهش سرمایه اجتماعی تبدیل شده است.
۳۰ تیر ۱۴۰۵